حسن پيرنيا ( مشير الدوله ) و عباس اقبال آشتيانى

132

تاريخ ايران از آغاز تا انقراض سلسله قاجاريه ( فارسى )

اوان حكومت با مردم و عمّال مردآويج بمهربانى و مدارا معامله نمود و ايشان از او پيش مردآويج نامه‌هاى خشنودى و تشكّر نوشتند سپس بفتح قلاع اطراف كرج پرداخت و به زودى در آن نواحى صاحب قدرت و پيش مردم محبوب و محترم گرديد تا آنجا كه جمعى از سران سپاهى مردآويج كه از مخدوم خود بعلّت ندادن حق مالى ايشان ناراضى بودند به كرج پيش على رفتند و على بر خلاف پيغام مردآويج با آنان بخوشى رفتار نمود و همين امر مقدّمهء بروز اختلاف ما بين پسر زيار و پسر بويه و تصميم مردآويج بدفع على گرديد . على از طريق كرج با قريب نهصد سپاهى به طرف اصفهان حركت كرد و خيالش در ظاهر اين بود كه بدستيارى مظفر بن ياقوت حكمران اصفهان از جانب خليفه خود را مطيع دار الخلافه جلوه دهد و از قصد مردآويج سالم بماند . مظفر تكليف على را نپذيرفت و بدفع او پرداخت امّا على با وجود كمى عدّه بر 10000 همراهيان مظفر ظفر يافت بخصوص كه تمام اتباع گيل و ديلم مظفر قبل از جنگ بعلى پيوستند و على به اين ترتيب در 321 بر اصفهان مسلّط شد . فتح اصفهان بدست على خليفه و مردآويج هر دو را بوحشت انداخت مخصوصا امير زيارى براى آنكه على را بشكلى از بين بردارد از يك طرف او را بوعد و وعيد به خود خواند و از طرفى ديگر برادر خود وشمگير را با لشكرى عظيم روانهء اصفهان كرد . على پس از گرفتن خراج اصفهان عازم ارّجان ( بهبهان حاليّه ) و رامهرمز گرديد و پس از فتح آن دو شهر بر خوزستان مستولى آمد . وشمگير هم اصفهان را گرفت امّا بر اثر پيغام قادر خليفه آن را بعمّال عباسيان واگذاشت ولى در بيرون رفتن از آنجا عمدا تعلل كرد . على از راه خوزستان بفارس حمله برد و شيراز را هم در سال 322 تسخير نمود . مردآويج بعجله از رى باصفهان آمد . برادر را برى برگرداند و خود عازمسركوبى على بويه شد . على و مرداويج در اين تاريخ هر دو به ظاهر بنام نمايندهء خليفهء عباسى فتح